«حلقه تعهد شما نسبت به خوشبختی خودتان»


تصور كنيد پسر جوانی هستید و بعد از ماه ها اضافه كاری، صرفه جویی، و پول جمع كردن، حلقه گران قيمتی برای دختر مورد علاقه تان خريده ايد و بعد از چند روز تمرين با شيك ترين لباستان دارید بطرفش می رويد، تا در برابرش زانو زنید و حلقه را به او بدهيد، از او خواستگاری كنيد تا شریک زندگی تان گردد.

اما در حين عبور از جلوى يك گودال پر از لجن، ناگهان حلقه ميافتد داخل آن و شما می مانید با لباسهای اتو کشیده و ادکلن زده، در برابر گودالی پر از لجن. خوب حالا در اين شرایط چكار می كنيد؟

حتما خم می شويد دستتان را تا آرنج توی لجن فرو می برید و كف گودال کثیف را آنقدر جستجو می كنيد تا حلقه ارزشمندتان را پيدا كنيد، حتی اگر همه لباس هایتان هم غرق لجن بشود. چــــرا؟

زیرا هدفی كه داريد برايتان مهم است.

چون برنامه كه داريد برايتان مهم است.

زیرا ارزش حلقه ای را كه خريده ايد می دانيد.


زندگی یعنی حلقه پربهای «تعهد شما نسبت به خوشبختی خودتان» كه در گودال پر از لجن شرايط روزگار افتاده و شما بايد آن را پيدا كنيد تا بتوانيد از خوشبختی و سلامتی درخواست كنيد كه شريك ابدی زندگی تان گردد.


کسانی زندگی سعادتمند را پیدا می کنند که جسارت روبرو شدن با چاله های زندگی را داشته باشند و بخاطر بوی تعفن افکار و رفتار افراد مغرض از هدف و برنامه، و ارزش های مهم زندگی شان عقب شینی نکنند.

دعا کنید که قبل از هر برکت دیگری، ابتدا حلقه تعهد و احساس مسئولیت نسبت به خوشبختی خودتان را پیدا کنید. زیرا کسی که نسبت به خوشبختی خود احساس تعهد نکند، نمی تواند از دیگران انتظار داشته باشد که متعهد خوشبختی او باشند.


جليل سپهر