خود را بازیافت کنید. (اول قرنتیان ۱۳ : ۵)



سال ها پیش فیلمی دیدم درباره خرسی در یک سیرک، که براثر تصادف کاروان سیرک، قفسش باز شده و به طرف جنگل فرار کرد.خرس تمام روز با رضامندی گردش کرد تا اینکه بالاخره گرسنه شد و شروع کرد به رقصیدن. چون تمام عمرش یاد گرفته بود که برای دریافت غذا باید برقصد. چند روز در حالی که از گرسنگی نعره می زد، رقصید و رقصید . اما ازغذا هیچ خبری نبود. تا اینکه بخاطر تشنگی به رودخانه رفت و ماهی ها را دید که ازآب بیرون میپرند، و بطورناخواسته ماهی بزرگی را گرفت و فهمید از این به بعد برای غذا باید شکار کند نه اینکه برقصد . او درهمان صحنه شگفت انگیز. طبیعت شکارچی خود را که سال ها در سیرک سرکوب شده بود، بازیافت.


طبق کلام خدا طبیعت نیکوی انسان بخاطر دوری از خدا به طبیعت گناه تبدیل شد. و ما از بهشت حضور خدا به زندگی سیرک گونه این دنیا افتادیم. درسیرک زندگی، رام کنندگان سیاسی و مربیان مذهبی دست دردست هم داده و تلاش می کنند تا ما هرگز به طبیعت اصلی خود که « موافق دل خدا » می باشد پی نبریم. آنها بوسیله وعده لذت های تمام نشدنی بهشت و ترس از آتش خاموش نشدنی جهنم روح مان را تسخیر کرده و یادمان داده اند که برای دریافت حقوق ابتدایی مان باید به هر ساز آنها برقصیم. و ما در سیرک زندگی یاد گرفته ایم: برای نداشتن دردسر دروغ مصلحتی بگوییم. برای صلح و آرامی، بی رحمانه جنگ کنیم. برای تفریح و خوشی ، دیگران را مسخره کنیم. برای شادی و لذت و خوشگذرانی، گناه کنیم. برای بیشتر داشتن، دیگران را غارت کنیم. برای بالا رفتن، دیگران را پایین بکشیم. برای مقدس بودن، مراسم مذهبی اجرا کنیم. و برای خوشبخت دیده شدن، جلوی همه تظاهر کنیم. اما اینها طبیعت ما نیست. چنانکه طبیعت خرس و ببر، رقصیدن و روی توپ راه رفتن و ازحلقه آتش پریدن درسیرک نیست .

کلام خدا می گوید: “ما شبیه و موافق دل خدا” برای حاکم بودن برسرنوشت مان و تسلط بر شرایط مان آفریده شده ایم.

(پیدایش ۱ : ۲۶ - ۲۸)

کرامت انسانی ما، دریافت وعده تشویق و تنبیه، و خوراک های سیرک بانان این دنیا نیست. باید یک وقتی یک اتفاقی در زندگی ما بیفتد. باید قفس فکری و باورهای شرطی و اعتقادات دیکته شده ما، درهم شکسته شود.

و این بزرگترین خدمت عیسی مسیح به بشریت این بود که هویت اصلی ما را به ما نشان داد و بر روی صلیب سرشیطان که مرکز اقتدار اسارت هاست را درهم کوبید و قفس کبوتر فروشان را درهم شکست و کبوترهای زندانی را رها کرد.

امروز ما نیزباید مانند همان خرس رها شده از سیرک به طبیعت اصلی خودمان برگردیم و بجای خوش رقصی برای سیرک بانان، لحظه های زندگی، ساعت های سعادتمندی و روزهای تسلط و حاکمیت بر سرنوشتمان را شکار کنیم. وگرنه عاقبت همه ما، مانند همه خرس هایی که هیچوقت طبیعت اصلی شان را درنیافته اند، تیر خلاص سیرک بانان است.

حقیقتا در دنیا هیچ چیزی شگفت انگیز تر از این نیست که شخصی هویت خود را در مسیح بازیافت کند و تولد تازه بیابد. لطفا هر چه زودتر هویت خود را بازیافت کنید.

جلیل سپهر