در وعده های درشت مواظب قلاب های ریز باش



ماهیگیر خوب می داند که ماهی هیچ علاقه ای به قلاب ماهی گیری ندارد. اما عاشق کرم های لذیذ است، پس قلاب تیزش را به وسیله کرم فربهی می پوشاند و به صورت مفت و مجانی نزد ماهی حریص و گرسنه می اندازد. ماهی تا چشمش به کرم چاق و چله می افتد با خود می گوید

” عجب شانسی! من امروز واقعا ماهی فوق العاده خوش شانس هستم.امروز لازم نیست برای خوراک مورد نیازم تلاشی بکنم.لازم نیست برای خواسته هایم بهایی پرداخت کنم. لازم نیست سرتاسر رودخانه را شنا کنم. لازم نیست در لابلای سنگ ریزه ها جستجو کنم. عجب کــرم چرب و نرم و مفت و مجانی ای پیدا کردم!”


ماهی در حالی که با دهانی باز و مشتاق خوراک چرب و نرم و لذت بخش را می بلعد هنوز از گلویش پایین نرفته احساس سوزش و درد شدیدی می کند و طعم خون خودش را در دهانش می چشد. در یک چشم بهم زدن نیرویی به سرعت او و قلاب فـرورفته دردهانش را از آب بیرون می کشد و به کناری می اندازدش، به جایی که بدون اینکه او را بکشند خودش بیرون از آب خود بخود و بتدریج می میرد.

ظرافت هنر ماهی گیر این است که به ماهی بفهماند که مرا و قلاب را فراموش کن، فقط به طرف دستیابی راحت و آسان غریزه، سلیقه، میل و لذت های خودت برو.

دوست عزیز وقتی چشم بسته به طرف خواسته های لذت بخش دلت می روی، وقتی هیجان زده بدنبال موفقیت های راحت، آسان و بدون زحمت می روی، وقتی بی پروا به طرف وعده های وسوسه کننده و دهن پـرکن می روی، مواظب قــلاب پنهان شده ماهی گیران حرفه ای در لابلای خواسته های دل چسب خودت باش،

زیرا همه آدم ها برای قدم زدن درکنار روخانه دلت، به نزدت نمی آیند. خیلی ها آمده اند برای ماهی گیری. ولی نگران نباش هیچ کس اسیر قلاب نخواهد شد اگراز اسارت خواسته های طمع آلودش رها شده باشد. کلام خدا در خروج فصل بیست آیه هفده بوسیله ده فرمان موسی میگوید: طمع مورز


جلیل سپهر