رهایی از سکوت اجباری



دهان خود را نیکو باز کن آن را پـر خواهم ساخت. مزمور ۸۱ : ۱۰


وقتی در برابر حرف های تلخ و رفتار ناراحت کننده دیگران سکوت می کنیم به این معنی نیست که مثل سیب زمینی بی احساسیم. البته که دردمان می گیرد و روی احساسمان اثر می گذارد. حرف تلخ مانند زهر مار است و اگر پادزهر نداشته باشیم هلاک مان میکند .

خیلی وقت ها دوستان و حتی زن و شوهرها در کنار هم بدون درگیری فیزیکی بخاطر زخم زبان ها مثل شمع آب می شوند و از روی اجبار سکوت می کنند و ضربه عاطفی می خورند و چون نمی دانند چطور با حرف های تلخ دیگران برخورد کنند خودشان را سرزنش می کنند و بخودشان می گویند: کوتاه آمدی. کم آوردی. تو ترسویی تو جرات حرف زدن نداری .

اگر درچنین شرایطی هستید یقین بدانید خدا روشی برای شما دارد تا از سکوت اجباری رها شـوید. به این نمونه دقت کنید .


خدا به موسی گفت مصیبت شما را می دانم و حالا ترا به نزد همان کسی می فرستم که سالها به اجبار در برابرش سکوت کرده و از او گریزانی .


موسی گفت من نمی توانم حرف بزنم من تکلم کردن نمی دانم .

خـدا گفت من با زبانت خواهم بود و تو حتما حرف هایت را خواهی زد.


و دیدیم که خدا با زبان موسی بود و آن اتفاقی که هیچکس جرات نمی کرد به آن فکر کنند بـوقـوع پیوست. موسی نه فقط حرفش را زد و نه فقط از زیر تسلط فرعون بیرون آمد بلکه حق و حقوق سال های ضایع شده خودش و قومش را بوسیله طلاهای نقدی مصر گرفت. و حتی یک سم گوسفندانش را هم در آنجا باقی نگذاشت.


خـدای امروز تـو همان خدای دیروز موسی است و منتظرست شخص تو که به اجبار در برابر حرف های تلخ دیگران سکوت کرده ای . امروز همان موسی دیـروز برای زندگی خودت بشوی تا فصل معجرات در زندگی ات شروع شـود .


لطفا به دریاهای بسته نگاه نکن. گشودن دریای بسته کار تو نیست. کار تو گشودن دل و دهان بسته ات در برابر یهوه خداست. وقتی دلت را در حضور گشودی چشمانت دریای بسته را گشوده خواهد دید.

جلیل سپهر