شهادتی از اعمال عجیب خدا




یک وقت آماده شده بودم در جلسه خادمین امریکایی و همسرانشان موعظه کنم . دو ساعت قبل از جلسه بمن پیغام دادند ." تنها برادرم که سالها ندیده بودمش همین امروزفوت کرد "

یکمرتبه چشمانم تارشد . سرم چرخ خورد انگار دنیا روی سرم خراب شد . نمیتوانستم به راحتی نفس بکشم.

برگزار کننده جلسه گفت : چرا چشمانتان بی حال شد؟ گفتم الان این خبر را شنیدم حالم اصلا خوب نیست اجازه بدهید تنها باشم فکر نمیکنم بتوانم موعظه کنم

از محل بیرون آمدم تا درتنهایی اشک بریزم . در دعا ازخدا خواستم احساسات جریحه دار شده و دل شکسته و روح زخمی ام را شفا دهد تا بتوانم خدمت موعظه ام را انجام دهم

آنشب یکبار دیگر معجزه خدا را دیدم و خدا فکر پریشان و روح و روان و احساس درهم ریخته مرا بطرز عجیبی کنترل کرد و آرامی بخشید. هر چند درآن شرایط حتی به فارسی هم قادر نبودم حرف بزنم ولی با فیض مسیح توانستم به زبان انگلیسی موعظه کنم. درخاتمه ازافراد دعوت کردم اگر کسی دردی دارد جلو بیاید وبخدا بسپارد زیرا خدایی را پرستش میکنیم که قادرست درد ها و زخمهای ما را شفا بدهد . آنشب عده زیادی جلو آمدند و خدا درد هایشان را مانند دل شکسته من درآن شرایط شفا بخشید

دوست عزیز آن خدا امروز در کنار قلب شماست اگر دردی ویا مشکلی دارید به او بسپارید حقیقتا مسیح به زخمهایش دردهای ما را شفا میبخشد. آمین

جلیل سپهر