عطر خوش انسانیت شما


در یک زمستان سرد ترکیه به ملاقات خانواده پناهنده ای رفتم . دیدم مقداری کفش پاره و در و پنجره شکسته و تخته و ریشه درخت و لاستیک و پوست انار و ملامین و پلاستیک و مقوا و پارچه کهنه در گوشه اتاق جمع کرده اند .

گفتم اینا برای چیه؟ گفت برای اینکه در بخاری بسوزونیم بچه کوچیک داریم مریضه از سرما نمیره چون نه پول داریم دکتر ببریم نه سوخت تهیه کنیم .


دوست عزیز : هر پناهنده داستان تلخ خودش را دارد .بیایید در این سرمای زمستانی نسبت به آنها بی تفاوت نمانیم و در حد ممکن کمکشان کنیم نه بخاطر صواب و صدقه . بلکه بخاطر اینکه خودمان از سرمای بی تفاوتی یخ نزنیم .

اینروزها حتما تمام میشود ولی عطر خوش انسانیت شما هرگز تمام نخواهد شد. لطفا از طریق دوستانتان یک یا چند خانواده پناهنده را پیدا کنید و در تامین نیاز اولیه شان کمک کنید. خدا نسل شما را حقیقتا مبارک خواهد کرد

زیرا خدا بی انصاف نیست که عمل و خدمت شما و آن محبتی که به اسم او کرده اید را فراموش کند. (عبرانیان 6 : 10 )

جلیل سپهر