لذت ها را بجای حافظه دوربین درحافظه قلبت ثبت کن




بگذار شعله های طبیعت سربه جنون گذاشته. در و دیوار و سقف احساس و عواطفت را لمس کند و آنرا حسابی به آتش بکشد بگذار نسیم عصیانگر شده طبیعت ترا واداربه تسلیم کند وهمه درون زخمی ات را که سالها انبار کردی به یغما ببرد بگذارطبیعت دیوانه تمام عقل و هوش یخ زده ات را از تو بگیرد و ترا دیوانه عشق ورزیدن به زندگی سازد بگذار حواس و ذهنت را ازماشین و آهن و کلیشه های زمخت آدمهای آهنی و دوستی های نمایشی و رابطه های ماشینی و حرفهای کپی شده پرت کند بگذار طبیعت وحشی ترا از طبیعت اهلی بودن در دنیای مجازی دور کند و دست آموز بودنت را زیر سوال ببرد و آنرا ذوب کند تا بتوانی " خود واقعی ات " را که بشکل رویای دل خدا آفریده شده پیدا کنی و از زیر خروار ها عـرف کهنه و حرف و حدیث پوسیده و سنت هایی از جنس سنگ و آهن بیرون بکشی جلیل سپهر