لطفا حرکت کن نوبت توست


هیچ کس اعتقاد ندارد که ادیسون یک روز صبح از خواب بیدار شد و دید بطور اتفاقی در خواب، برق را اختراع کرده. و یا برادران ویلبر رایت در خواب بودند که ناگهان هواپیما را اختراع کردند. البته که چنین طرز تفکری خیلی فراتر از یک حماقت ساده و معمولی است.

خدا به ابراهیم گفت: “بطرف زمینی که بتو نشان می دهم حرکت کن.” خدا به موسی گفت: “برای خاتمه ترس هایت بطرف فرعون حرکت کن.” خدا به اشعیاء گفت: “کیست که برای من حاضر باشد حرکت کند؟” خدا بوسیله مردخای به استر گفت: “برو و شخصا با پادشاه صحبت کن.” خدا به پولس گفت: “برای رساندن کلام من بطرف سلاطین حرکت کن.”

امروز هم خدا بما می گوید: “بطرف رویاهایت حرکت کن زیرا رویاهایت هرگز بطرف تو حرکت نمی کنند.”

«یوسف گم گشته باز آید به کنعان، دروغ محض فریبکاران است.» دوست عزیز! یوسف رویاهایت هرگز به کنعان برنمی گردد. این یعقوب است که برای رسیدن به یوسف باید بطرف مصر حرکت کند.

تا زمانی که هنوز تصمیم به حرکت کردن و به حرکت در آوردن زندگی ات نگرفته ای، اراده خدا را برای زندگی ات سوال نکن، زیرا دانستن و فهمیدن کاری که نمی خواهی انجام بدهی، اتلاف وقت است، و خدا هم چیزی در مورد اراده اش بتو نخواهد گفت.

در کلام خدا، هیچ مشکلی بدون اینکه در موردش کاری انجام شده باشد، خودبخود حل نشده. حتی نجات از گناه که کار صلیب مسیح است، بدون حرکت ما از وضعیت گناه، بطرف توبه و اعتراف به ایمان، امکان پذیر نیست.

الان نوبت تو است لطفا حرکت کن. بقول سعدی: «میان بادیه رفتن به از نشستن باطل»

جلیل سپهر