ماجرای کلام خدا داستان دیگری ست




کلام خدا داستان یکی بود یکی نبود نیست که برای بودن یک عده حتما نیاز به نبودن یک عده دیگر باشد

کلام خدا داستان یکنفر قهرمان در صحنه است و مابقی در کنار میدان تماشاچیانی که فقط زنده باد و مرده باد بگویند نیست .

کلام خدا داستان یکنفرعالم است و مابقی بدون هیچ نظر شخصی فقط تقلید کننده بیانات او باید باشند نیست

کلام خدا داستان معجزه کننده ای که بدلخواه خودش معجزه میکند و مابقی فاقد هر گونه قدرت معنوی و روحانی میباشند نیست

داستان کلام خدا

داستان چگونه زنده شدن و تولد تازه یافتن است

داستان چگونه بر اسارتها و بستگی ها پیروز شدن است

داستان چگونه شکست خورده قهرمان ایمان شدن است

داستان چگونه نبوت کردن و مکاشفه و رویا داشتن است

داستان چگونه با اقتدار ایمان شفا دادن و معجزه کردن است

داستان چگونه کوه ها را جابجا کردن و به دریا افکندن است

داستان چگونه قفل و زنجیر و دیوارهای زندان را فرو ریختن است

داستان چگونه از دریای بسته و رودخانه مواج اردن عبور کردن است

داستان چگونه از عمق زلالت گناه به اوج جایهای آسمانی رسیدن است

داستان چگونه انجام دادن کارهای بزرگتر از آنچه عیسی انجام داده است

مسیح گفت : به شما می‌گویم هر که به من ایمان آرد، کارهایی را که من می‌کنم او نیز خواهد کرد و بزرگتر از اینها نیز خواهد کرد، ( یوحنا 14 : 12 )

داستان کلام خدا شرح چگونه زنده و سالم به صحنه دوستی برگردانیدن زن محکوم به سنگسار و مرد در حال سنگسار کردن است . بطوریکه هیچکدام حذف نشدند . بلکه محکومیت زن گناهکار و سنگ های مرد مذهبی هر دو به زمین افتاد . تا هر دو بتوانند در کنار هم در یک صحنه بایستند و مثل پدرو دختریا خواهر و برادر بدون حس نفرت و محکومیت بهم نگاه کنند

اینست داستان کلام خدا و تو اگر ایمان بیاوری به آن یقینا به یکی از قهرمانان پیروزمند صفحه هایش تبدیل خواهی شد .آری دوست عزیز داستان کلام خدا داستان متفاوتی ست برای چگونه متفاوت زیستن من و تو

جلیل سپهر