مرز بین محبوبیت و معروفیت


بعضی ها بخاطر معروف شدن در دنیا مهم میشوند بعضی ها بخاطر مهم بودن در دلها معروف میشوند

هرگاه تفاوت این دو مسیر متضاد را تشخیص دهیم آنوقت از نیاز به "همه جــا دیده شدن " آزاد میشویم آنوقت از اسارت " تبـلیـغات ظاهری " آزاد میشویم آنوقت از گدایی" لطفا بمن توجه کنید" آزاد میشویم آنوقت فرصت پیدا میکنیم تا خودمان باشیم و سلیقه و رویا و هدف و مقصد باورهای خودمان را زندگی کنیم نه سلیقه و مزه دهان دیگران را .


عیسی مسیح همواره از شهرت و معروفیت پرهیز میکرد و بارها به تاکید شاگردانش را قدغن فرمود که او را شهرت ندهند.

( متی 12 : 16 ) با وجود این مسیح معروفترین و محبوبترین شخصیت عالم هستی شناخته شد . زیرا بدور از هیاهوی تبلیغاتی و بدون کوچکترین تلاشی برای معروف شدن . مهم ترین خدمات و معجزات مورد نیاز بشریت را انجام داد. در نتیجه نه بخاطر معروف شدنش مهم شد بلکه بخاطر کارهای مهمش معروف گردید .


به دلایل معروفیت مسیح نگاه کنید : اسم او بخاطر معجزاتش شهرت یافت. (متی 4 : 24 ) اسم او بخاطر زنده کردن مردگان شهرت یافت. (متی 9 : 26 ) اسم او بخاطر قوت روحانی اش شهرت یافت. (لوقا 4 : 14 ) اسم او بخاطر اخراج کردن روح شریر شهرت یافت .( لوقا 4 : 37) اسم او بخاطر شفا دادن جذامیان شهرت یافت . (لوقا 5 : 15)

مسیح رویا و هدف خودش را حتی با تحمل مرگ صلیب بطرزی مهم و مفید و موثر زندگی کرد و نامش بر اثر اهمیت کارش به نیکویی جاودانه شد .


من و شما درعصر طلایی ارتباطات مجازی کدام طریق را انتخاب کرده ایم ؟ معروف شدن در دنیای مجـازی برای سلیقه دیگران ؟ یا مفید زیستن در دنیای حقیقی برای رویای خودمان ؟


جلیل سپهر