مواظب باش تفنگت فشنگ داشته باشد


در شب آخر پطرس به مسیح گفت: « اگر همه ترا ترک کنند من هرگز ترا ترک نمی کنم حتی اگر لازم باشد جانم را فدا کنم » مسیح به پطرس گفت: ” تو همین امشب قبل از بانک خروس سه بار مرا انکار خواهی کرد.” همان شب پطرس به فاصله چند ساعت، مسیح را سه بار انکار کرد. چرا فاصله بین اقرار و انکار پطرس اینقدر کوتاه بود؟


آیا پطرس به دروغ ادعا کرده بود که مسیح را انکار نمی کند؟ آیا پطرس اصلا اشتیاقی برای پیروی مسیح نداشت؟ آیا پطرس ترسو بود و شهامت ریسک کردن نداشت؟ آیا پطرس بخاطر منافع شخصی اش به دنبال مسیح افتاده بود؟ البته که نـه! برعکس پطرس تنها شاگردی بود که جسارت ریسک کردن و از قایق بیرون آمدن در دریای طوفانی را داشت. او مشتاق پرداخت هر گونه بهائی برای ایمانش بود و غیرت عجیبی برای دفاع از مسیح داشت. او در باغ جتسیمانی یک تنه با تمام سربازانی که برای دستگیری مسیح آمده بودند درگیر شد. پس چرا به این سرعت مسیح خداوند رو انکار کرد؟ زیرا او می خواست به قدرت خودش مسیحی باشد و برای استقامت در ایمان و رشــد روحانی خود، تنها روی توانایی، استعداد و غیرت شخصی خودش حساب می کرد. او حقیقتا در خیلی موارد هم مردی قــوی بود، امـا مسیح گفته بود: “ایمان مسیحی بدون لبریز شــدن از قدرت روح القدس غیر ممکن است.” بعبارتی قواعد الهی، اقتدار الهی می خواهد نه اقتدار انسانی، و همین توکل کردن پطرس به استعداد، غیرت و شهامت انسانی اش دلیل انکار کردن او شد.

مواظب ادعاهایمان باشیم. وقتی قدرت روح خدا را در زندگی خود نداشته باشیم و در برابر دنیای شرارت ایستاده و ادعای ایمان بکنیم مثل این است که تفنگ را برداشته روبروی شیر درنده و خشمگینی ایستاده و ماشه را شلیک کنیم در حالی که هیچ فشنگی نداشته باشد. احتمالا ممکن است بتوانیم به وسیله توجیه کردن و دلیل آوردن، دیگران را در مورد ادعاهای بدون عمل مان قانع کنیم، ولی نمی توانیم جلوی اتفاقاتی که ثمره ادعاهای ما است را بگیریم. در این مورد، مشکل، اعتراض دیگران نیست بلکه مشکل، صدای حس تقصیر ناشی از ادعاهای بدون اقتدار درون ما است. بیایید اینطور دعا کنیم که خدایا مرا از ادعاهایی که بر روی توکل کردن به اقتدار انسان ها و خودم می باشد بـرهـان. آمین! جلیل سپهر