نیاز تو احترام ست نه ترحم


یک وقتی در مراسم ترحیمی شرکت کردم، آنجا شنیدم که عده ای از روی دلسوزی و ترحم می گفتند: بیچاره شانس نداشت اگر لب دریا می رفت آبش خشک می شد. طفلکی ناکام رفت، همش بدبیاری پشت سر بدبیاری می آورد. بدبخت مزه زندگی رو نفهمید یه روز خوش تو زندگیش نداشت. حیوونی خـیری از عمرش ندید. یه آب خوش از گلوش پایین نرفت.

وقتی بیرون آمدم از این حرف ها شوکه بودم. در ماشین نشستم و بخودم گفتم: “تو باید ثمره زندگی ات چیزی بیشتر از یک خاطره ترحم برانگیز باشد که بعدا دیگران در موردت این حرفهای تحقیرآمیز را بزنند.”

اگر شما هم دوست ندارید این طور مطالب ترحم آمیز را در موردتان بگویند، تمام نقش و سهم خودتان را بطور کامل و بدون تخفیف زندگی کنید. سهم من و شما در این دنیای شلوغ بیشتر از یک موجود ساده و بیحرکت است که در نظر مردم قابل ترحـم و دلـسوزی باشد.

در درون خودتان جرکت کنید. و استعداد خود را کشف کنید در محیط اطرافتان حرکت کنید. و امکانات مورد نیاز را کشف کنید در رابط اجتماعی تان حرکت کنید، و افراد موافق باورتان را کشف کنید تا بتوانید در دل ها یادی قابل احترام داشته باشید نه خاطره ای ترحم آمیز.

جلیل سپهر