هنوز هم بوی آدمیت میآید



خداراشکر

برای نانوایی که نان را به نیازمندان مجانی میدهد برای قصابی که برای مستمندان گوشت اضافی میگذارد برای کسانیکه دیوار مهربانی را برای نیازمندان برپا کرده اند برای کسانیکه دست پدری را در عروسی فرزندش گرفته اند برای کسانیکه نسخه یک مریض بی بضاعت را میپردازند برای کسانیکه درتهیه جهیزیه یک دختر نیازمند همت میکنند برای کسانیکه قبض برق یا آب یک نیازمند را پرداخت میکنند برای کسانیکه نمیگذارند همسایه نیازمندشان گرسنه بخوابد خدارا هزاران بار شکر

برای آن دکتر و استاد دانشگاه و معلم و کارمند و کارگر و تاجر و فروشنده و کشاورز و معمار و مهندس و هنرمند و ورزشکاری که هنوز بوی انسانیت میدهند و در برابر فقر در جامعه بیشتر از اینکه دهانشان را به اعتراض باز کنند دل سخاوتمند و آغوش پر مهرشان را به روی نیازمندان باز کرده اند و از دست مهربانشان معجزه شرافت و انسانیت جاری میشود اینها قهرمانان ملی یک ملت اند . اینها قدیسین واقعی و اسطورهای قابل ستایش یک کشورند . اینها با دل خوب شان حال بد آدم های دردمند را خوب میکنند. اینها هوای آلوده به خودخواهی را به هوای مهربانی تبدیل میکنند. اینها خط کش های شرافت و بزرگواری و انسانیت جامعه هستند . اینها زمختی شرایط را لطیف و ناهمواری جاده زندگی را هموار میکنند . تنها دستهای اینهاست که ارزش بوسیدن دارد زیرا که بدون طمع بهشت و ترس جهنم و نیاز به توجه و تحسین در زیر پوست فقر جامعه برکت و امید را تزریق میکنند . این ها را باید زیارت و طواف کرد و گرامی داشت و بیاد آورد به یقین دنیا بدون وجود این اسطوره ها یخ میزند . جلیل سپهر