وقتی حقیقت را بشناسیم


حـقیقت را خواهید شناخت و حقیقت شما را آزاد خواهد ساخت. (یوحنا ۸ : ۳۲)

شناخت خـدای حقیقی، ساده ترین عمل ممکن در دنیایی است که شرارت با بیشترین سرمایه گذاری تلاش می کند جلوی آن را بگیرد. علت ساده بودن این امر این است که شناختن خدا هیچ ربطی به میزان اطلاعات، تجربیات، حکمت بشری و اجازه سایر افراد و توجیه روحانیون ندارد،

بلکه شناخت خدا تنها بوسیله فیض پدرانه اوست که خود را در عیسی مسیح به هر شخصی، در هر مقام و جایگاهی آشکار می سازد. حتی اگر در فضای دربسته و غیرقابل نفوذی مانند زندان های مخوف پشت پرده آهنین شوروی سابق باشد که بعد از هفتاد سال مبارزه با خدای زنده فرو ریخت .

خدا خود را به امپراتور روم که مسیحیان را نزد شیرهای گرسنه می انداخت آشکار کرد . او خود را به نیقودیموس و غمالأیل که مرجع تقلید دین یهود بودند آشکار کرد. او خود را به سولس‌ قاتل متعصبی که در قتل مسیحیان نفس می کشید آشکار کرد. او خود را به شکنجه گری که پولس و سیلاس دست و پا بسته را در زندان فیلیپی شلاق می زد آشکار کرد. او خود را به افسر رومی که او را با تاج خار به صلیب کشید، در پای همان صلیب آشکار کرد. او خود را به ماهیگیران گمنامی مانند پطرس، به نابینای فقیری به اسم بارتیمأوس، به زن دردمندی در حال سنگسار، به مردی که اسیر انواع روح های شریر بود، به گدایی بیسواد، به پزشک تحصیل کرده بنام لوقا و به هر قشر و طایفه ای آشکار کرد. برای شناخت خدا، تمام ابتکار عمل در دست خود اوست و نه در دست ما و شرایط ما. بنابراین با ایمان و اشتیاق، و انگیزه امیدوارانه دعا کنیم تا خدا خودش شخصا قلب سخت ترین و غیرقابل نفوذ ترین افراد را با فیض و رحمتش لمس کند. آن وقت دنیای مضطرب ما نیز مانند مردم دمشق که بخاطر آمدن سولس قاتل پنهان شده بودند با پولس های رسولی روبرو خواهد شد که با پیغام «حقیقی که شناخته بود و حقیقتی او را آزاد ساخته بود» دنیای زمان خودش را زیباتر، آرام تر و امن تر ساخت. آمین

جلیل سپهر