کمی آرامتر قدم بردار



​​

آرام باشید و هیچ کاری را با عجله انجام ندهید

( اعمال رسولان 19 : 36 )

کاش آرامتر از مزرعه زندگی عبور کنی تا بلدرچین های عاشق از تو نترسند و بر دستهایت بنشینند و تو گرما و طپش قلبشان را حـس کنی

کاش گامهایت در باغچـه زندگی نرم و آهسته بود تا شبنم های تازه شدن را بر روی گلبرگها لمـس کنی و آنها را به صورتت بپاشی و حسابی خیس شوی

کاش با اشکها و لبخند ها همراه شوی و به صاحبانشان واکنشی مناسب و سخاوتمندانه و از ته دل نشان دهی

کاش کفشهایت را دربیاوری و بر روی شن هـای ساحل"دریای دوستی " که با موجها بازی میکنند قدم بزنی و صدفها و ستاره های دریایی را لمس کنی

کاش در کوهستان زندگی بایستی . نفس نفس زدن بره آهوهای بازیگوش و مکیدن شیره گلها بوسیله زنبور عسل را با صبر و حوصله ببینی

کاش به تقلای بخارهای پشت پنجره در زمستانهای سرد زندگی خیره شوی

و ببینی که با تمام تلاششان بالاخره قطره میشوند و به راه میافتند

دوست عزیز یکروز بر روی سنگ فرشهای انتهای زمان زندگی ات میایستی و میبینی شتاب زندگی درسرعت قدمهای تو بوده و نه درسرعت چـرخ روزگار. و میبینی درآنروز هیچ چیز جز رفتن و هیچکس جز مسئول کفن و دفن و هیچ جا جز قبرستان منتظرتو نیست و آنوقت به مفهوم واقعی تنها میشوی و میفهمی تصویری که تا بحال از تنهایی داشتی یک سوء تفاهم بوده .

لطفا آرام بگیر و آرام زندگی کن و لحظه ها را مزه مزه کن زیرا شتاب پیری زودرس میآورد

تخته نردیست جهانی که در آن میتازی

نـرم و آهسته بـرو ورنه به آن میـبازی

جلیل سپهر