یه روز همه چیزرو یکجوردیگه میبینی


از یه سنی آدم به این فکر ميفته که ببينه چه كسانی رو دور و بر خودش داره و رفتار آدما براش مهم تر ميشه. بچه ها ازدواج میکنن ميرن دنبال زندگی خودشون. فضای خونه ساکت ميشه و آدم به همسرش یک جوری نگاه می‌كنه كه شاید هيچوقت تا حالا اينجوری بهش نگاه نكرده. اون نگاه، نگاه ارزيابی ميزان خوشگلی نيست، نگاه به رنگ و طرح لباس نيست، نگاه به سن پيرى و جوانی نيست، نگاه حتی چقدر دوستش دارم هم نيست. اون نگاه در اون وقت نگاه مخصوصيه، نگاه مريض تنفسی به كپسول اكسيژنه، نگاه مفلوج به عصاى زير بغلشه، نگاه چترباز توى آسمون به چترشه، نگاه شخص غريق به نجات غريقشه. نگاهی بيشتر از يك هوس، بيشتر از يك سليقه، بيشتر از يك لذت و رضايت موقتی، حتی نگاهی بيشتر از احکام دینی و توصيه های اخلاقی و قوانين اجتماعی و ضوابط فرهنگیه.

اين نگاه به کسی است كه در تمام دنیا هيچكس مثل اون نيست، چون تنها فردیه كه مثل خودت شده. توی رگ هات رفته و برای زنده موندن، داره بوسيله قلبت به همه وجودت پمپ ميشه.

او تنها شخصی است كه از مرز دلبستگی ها عبور کرده و قله تسخيرناپذير وابستگى هات رو فتح كرده. کسی که در برابرش دیگه واژه های خوشگل تر، خوشتیپ تر، جوان تر، دوست داشتنی تر، بهتر و مناسب تر از او بی معنی میشه، و غیر او هيچكس نميتونه برات معنی شریک زندگی بده.

دوست عزیز امروز به همسرت فکر کن، کنارش بشین و به چشماش نگاه کن، اين همون كپسول اكسيژن، عصای زير بغل، چتر نجات، و غريق نجات توی درياهاته. اونو برای شرایط متفاوت، و فرداها سالم و اميدوار و با انگيزه نگه دار چون خيلی بیشتر از حالا بهش احتياج خواهی داشت.

هر چه این روزا از همديگه بیشتر پــر بشین فردا کمتر احساس خالی بودن میکنین. براش با شکرگزاری دعا کن، برکتش بده و حتما بهش بگو که اینطوری درموردش فکر می کنی، اون وقت برکت و شفای الهی رو در روابط زناشویی تون خواهید دید.

جليل سپهر