Updated: Apr 20



روزي ﻣﻬﻨﺪسي ، ﺍﺯ ﻃﺒﻘﻪ بالا میخواست ﺑﺎ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﮐﺎﺭﮔﺮ ها ﺣﺮﻑ ﺑﺰﻧد هرچه ﺻﺪﺍ زِد جوابي نشنيد . كارگر آنقدر مشغول کار بود که ﻣﺘﻮﺟﻪ صدای او ﻧﻤﯿشد . ﻣﻬﻨﺪﺱ ۱۰ ﺩﻻﺭ انداخت ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺑﻠﮑﻪ ﮐﺎﺭﮔﺮ به ﺑﺎﻻ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻨد.ﮐﺎﺭﮔﺮ ۱۰ ﺩﻻﺭ ﺭا بر داشت در جيبش گذاشت ﺑﺪﻭﻥ ﺍﯾﻨﮑﻪ به ﺑﺎﻻ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻨد و ﺑﻪ ﮐﺎﺭش ادامه داد. ﺑﺎﺭ ﺩﻭﻡ ۵۰ ﺩﻻﺭ انداخت و كارگر دوباره گذاشت در جيبش بدون اينكه به بالا نگاه كند.

درهمان وقت يك ﺳﻨﮓ ﮐﻮﭼک از بالا افتاد پایین کارگر سرش را بلند كرد ﻭ متوجه ﻣﻬﻨﺪﺱ شد و با هم برای ادامه كار گفتگو كردند .و ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ اغلب ما انسانهاست .

ﺧﺪﺍ همواره فیض و برکـاتـش را سخاوتمندانه ميريزد ولي ما متوجه نمیشویم و ﺳﭙﺎسگزار او ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ. ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺳﻨﮓ ﮐﻮﭼك مشكلات ﺑﺮ ﺳﺮمان ميافتد بلافاصله سرمان را بلند میکنیم و ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺭﻭﯼ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﯾﻢ و میگوییم چرا مرا کمک و محافظت نکردی ؟ . بهترست بخاطر شکرگزاری از فیض خدا سرمان را بحضورش بلند کنیم تـا ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺳﻨگ های ریز و درشت مشكلات مجبورمان كند به او روی بياوريم . . لـطفا بـه تابلو " خطر ریزش سنگ " درکنار جـاده زندگی توجه کنید .گاهی خدا میگوید توقف کن و گاهی حرکت کن گاهی در این شرایط آرام قـدم بردار و گاهی از این صحنه سـریع رد عبور کن . هرگز بـدون شنیدن صدای خـدا حـرکـت نکنید . جلیل سپهر