What Do You Pant For?



تعطیلات آخـر هفـته : راننده تاکسی میگفت بعد از ظهر جمعه در شروع تعطیلات آخر هفته افراد زیادی به بارهای مشروب فروشی هجوم میبرند و کلابها غلغله ست یعنی جای سوزن انداختن نیست همراه با بوی تند الکل و عطر و دود و ادکلن . . هیکل دارها بعنوان نگهبان جلوی کافه ها میایستند و نون هیکلشونو میخورن. گارسون ها هم چندین برابر شبهای دیگه تیپ میگیرن راننده تاکسی ها هم بیشتر از تمام هفته شون پول میسازن پلیسها هم قبض جریمه های باقیمانده شونو در این شبها تقدیم رانندگان شنگول شده میکنند. . به او گفتم آیا فکر میکنی شخصی در این شرایط با خودش میگوید : ای وای بازم شب شنبه شد مجبورم دوباره برم کافه مشروب بخورم!!! باز باید با دوست دختر یا دوست پسرم بریم دانسینگ تا صبح برقصیم !!! . نه هرگز بلکه برعکس از اول هفته له له میزنند و ثانیه شماری میکنند و منتظرن عصرجمعه بشه تا بسرعت برق آماده شوند و خودشان را به میکده برسانند و اولین گیلاس مشروب را بسلامتی مشکلات حل نشدنی شان بـرونـد بالا . . یکمرتبه بفکر فرو رفتم بیاد آهوی مزمور چهل و دو افتادم که میگوید : مانند آهوی تشنه که برای نهرهای آب شدت اشتیاق دارد همچنان ای خدا جان من اشتیاق شدید برای تو دارد که کـی بیایم و بحضور تو حاضر شوم؟مزمور 42: 1 و2 . اگر اشتیاق این عزیزان به مشروب و تشنگی آهو به آب را همه ما برای رفتن به حضور خدا داشتیم چـقدر دنیا زیبا میشد. زیرا حضور خـدا تبدیل کننده شرایط ست نه تـخــدیر کننده افکار . جلیل سپهر