برنامه هفتگی بعضی از ما:



یکشنبه به کلیسا میریم . همدیگر را میبینیم با هم سرود میخونیم .موعظه گوش میکنیم .دعا میکنیم . مشارکت داریم و بعد از جلسه با لبخند از هم جدا میشیم و با احساس زیبا و دلپذیر به رستوران یا به خونه مون میرویم .

دوشنبه روحیه خیلی خوبی داریم روز خیلی باحالیه . تقریبا همه آدما بنوعی خوبند همه چیز هم تا حدی آروم و زیبا و قابل تحمله .

سه شنبه بفکر نوع سلام کردن های سـرد و گرم و طرز بغل کردن های شل و سفت افراد میفتیم

چهارشنبه به دنبال دلیل حرفهای تند و تلخ و شور و شیرین و قیافه برج زهر مار و روحیه قمر در عقرب بعضی افراد میگردیم .

پنجشنبه چند تا چسب زخم عاطفی بخودمون میچسبونیم و دل نازک میشیم و میخواییم همه ما رو بعنوان کسیکه مورد بی مهری آدمای حسودقرار گرفته نوازش کنند . درست مثل بچه هاییکه وقتی میفتن اوف میشن و یکی باید رد زخم شو نو بوس کنه تا خوب بشن .

جمعه با هر کی که دم دست مون برسه در مورد نبودن محبت خدا در کلیسا صحبت میکنیم و همه رو از یکطرف محکوم میکنیم و میگیم ایمان هم ایمان های قدیم. امروز دیگه کسی ایمان نداره . همه ریاکارند فقط من خوبم و بس

و اما شنبه صبح انگار بنزین مون حسابی ته کشیده . دیگه رسما از همون تختخواب یک راست یقه خدا رو میگیریم و میگیم : خدایا تو کجایی هـا ؟ کو اینهمه رحمتی که در موردت صحبت میکنن ؟ اصلا تو کجایی ؟

برای اینکه گرفتار چنین برنامه هفتگی نه چندان جالب نشـویـد. لطفا قبل از کلیسا رفتن یکبار دیگر به انجیل متی 11: 28 تا 30 نگاه کنید

مسیح برای کلیسا رفتن شش مرتبه به رابطه شخصی با خودش اشاره کرده و میگوید وقتی کلیسا میآیید : 1- بیایید نــزد من 2- من بشما آرامی میدهم 3- یوغ من را بردارید 4- از من تعلیم گیرید 5- یوغ من خفیف است 6- بار من سبک است .


بنابرین یکشنبه که به کلیسا میروید فقط به نـزد مسیح بروید و فقط متمرکز رابطه شخصی با مسیح باشید نه دیگران . زیرا فقط مسیح ما را نجات و شفا و آرامی و برکت میبخشد نه کشیشان و خادمین و معلمین و رسولان و مبشرین و اعضای محترم و مهمانان گرامی کلیـسا .

جلیل سپهر