تنها معجزه ای که نیاز داریم



کاش در مسیر زندگی عجله ای برای رسیدن به مقصد نمیداشتیم تا لحظه های بدون بازگشت را زندگی کنیم .

کاش بجای ترس و نگرانی از جدا شدن های فردا . از با هم بودن های امروزمان سخاوتمندانه لذت ببريم .

کاش تمرکزمان از نداشتن های آنچه در آرزوی مان ست برداشته میشد و بر روی داشتن های واقعی مان قرار میگرفت .

کاش خوشبختی را از تخیلات مان نسیه نمیکردیم و با واقعیت نقدمان میزیستیم هر چند که اندک باشد .

کاش آنقدر در خودمان حس احترام داشتیم که برای یک جرعه احترام و یک ذره توجه. چشم مان به دست سلیقه دیگران نباشد.

کاش در دنیای دورنمان آنقدرمحبوب بودیم که برای محبوبیت در دنیای مجازی مانند سلبریتی هایی که از فقرهمیشه در صحنه دیده شدن و مطرح بودن رنج میبرند . وابسته و محتاج تعداد لایک های فالورهایمان نباشیم .

کاش خودمان خودمان را ببینیم تا درحسرت دیده شدن توسط دیگران نباشیم . کاش خودمان فریاد درون مان را بشنویم تا از نشنیده شدن توسط افراد رنج نبریم . کاش خودمان عاشق بشویم تا منتظر نباشیم کسی عاشق مان بشود . کاش خودمان هستی را تحقیق کنیم تا گرفتار تقلید دیگران نباشیم .


آنوقت عظیم ترین معجزه را تجربه خواهیم کرد و زندگی درما آغاز میشود. آنوقت " کـرم پیله زنده ماندن " به " پروانه زندگی کردن " تبدیل خواهد شد .

و آنوقت فارغ ازهرگونه اظهار نظرو سلیقه و مزه دهان آدم های زمینی . برفـراز آسمان رویاهایمان به پرواز درمیآییم و خودمان را زندگی میکنیم . این یعنی تولد تازه . تولدی که تا صورت نگیرد زندگی کردن من و شما هرگز آغاز نمیشود . زیرا زندگی کردن پژواک و انعکاس تولد تازه است .

پس اگر کسی در مسیح باشد تولد تازه ای ست . چیزهای کهنه درگذشت . اینکه همه چیز تازه شده است . دوم قرنتیان 5 : 17


جليل سپهر