تولدی دیگر



ما جهان دلپذیرمان را بهم ریختیم .

ما چهره زیبای طبیعت را زشت کردیم .

ما آبهای شیرین را تلخ و ناگوار ساختیم .

ما هوای حیاتبخش را آلوده و مسموم کردیم .

ما کوه عشق را شکافتیم و بجایش شهوت گذاشتیم .

ما دنیای پر از صلح و امنیت را ناامن و ترسناک ساختیم .

ما شاخه های درخت دوستی را شکستیم و تنه اش را قطع کردیم .

و بعد از نبودن سایه دوستی در بیابان سوزان نارفیقی ها نالیدیم

و بعد از زشتی سرنوشت و تلخی تقدیر و حرفهای مسموم و بی وفایی یاران و ناامنی اعتمادها و تنهایی قلب هایمان مظلومانه نالیدیم و گریستیم و فریاد زدیم که

" چرا کسی مرا نمیبیند ؟"

و ما هرگز نخواستیم بفهمیم که درفضای مه آلود روابط بیمارگونه و انسانیت زنگار گرفته و ارزش های به زیرخاکستررفته و دوستی های منفعت طلبانه ای ساخته ایم. دیگر هیچکس نمیتواند هیچکس را ببیند

خدا از آسمان " انسان در تله گرفتار شده "را دید و لبخندی زد و گفت اگرچه زمین را قربانی زیاده خواهی ات کردی ولی رویای آسمان برای تو هنوز بکر و دست نخورده ست. تو دنیا را قربانی آرزوهای خودت کردی . ولی من خودم را قربانی بازیافتن تو کردم

هنوزهم میتوانی دوباره متولد شوی. میتوانی درکلمه مجسم شده من خلقت تازه را به وسعت توبه و اعتراف و ایمانت تجربه کنی . درمان تو جهانی با چهره ای بهتر نیست.

درمان تو " تولدی دیگر در قلمرویی دیگرست " که دنیای دورنت را فارغ از آشوب های دنیای بیرونت تازه میسازد. لطفا به خلقتی دیگر ایمان بیار.

پس اگر کسی در مسیح باشد خلقت تازه ای ست چیزهای کهنه درگذشت اینک همه چیز تازه شده است .

( دوم قرنتیان 5 : 17 )

جلیل سپهر