خیال بافی های دوستداشتنی



با اینکه همه ما میدانیم مرغ تخم طلا یک افسانه کودکانه است ولی هنوز هم گاهی ناخودآگاه در آرزویش هستیم و با فکر آن زندگی میکنیم

تصور کنید اگر میشد از ذهن آدم ها عکس گرفت. آنوقت از فردا عکس خانم متشخصی - آقای جنتلمنی - مقام مذهبی و شخص سیاستمدار و دکتر و تاجر و مهندس و استاد دانشگاهی را میدیدید که مرغی را خیلی محکم زیر بغلش گرفته و دائما به آن نگاه میکند ببیند تخم طلا گذاشته یا نه ؟

مرغ تخم طلای اجتماع امروز ما یعنی :

خیلی از ما گنج بدون رنج میخواهیم

خیلی از ما گل بـدون خــار میخـواهـیم

خیلی از ما راه بــدون چــاه میـخـواهیـم

خیلی از ما برکت و بدون حرکت میخواهیم

خیلی از ما عوض شدن بدون درد میخواهـیم

خیلی از ما درو کردن بدون کاشتن میخواهـیم

خیلی از ما باران بدون خیـس شدن میخواهـیم

خیلی از ما عمل بدون عکـس العمل میخواهـــیم

خیلی از ما عشق بدون هزینه و تعهد میخواهـــــیم

خیلی از ما قدرت بدون حس مسئولیت میخواهــــــیم

خیلی از ما بهشت بدون ترک خصلت جهنمی میخواهیم

ما منتظریم مرغمان تخم طلایی بگذارد که بتوانیم یک شبه باسواد شویم ، یک شبه میلیونر شویم ، یک شبه راه صد ساله را بپیماییم و یک شبه غوره مان انگور و یک شبه انگورمان شراب بشود .

دوست عزیز در سال جدید مرغ تخم طلای ذهنت را رها کن و گــرنه یک عمر اسیرت میکند . زندگی بازی با تاس قمار ریختن نیست که منتظر باشید برایتان جفت شـش بیاورد . زندگی بازی شطرنج است باید برای حرکت هر مهره اش طرح دقیق و فکر عمیق و برنامه محاسبه شده ای داشته باشید .

لطفا مرغت را رهـا کن بگذار برود به همان افسانه های کودکانه بپیوندد ، من و شما حقیقی هستیم و باید شرایط حقیقی سال جدید را بطور حقیقی زندگی کنیم . موفق باشید

جلیل سپهر