دروازه بان زندگی ات را بیاد بیار


در یک روز مه آلود سال ۱۹۳۷ در انگلستان یک مسابقه فوتبال بین تیم‌های (چلسی) و (چارلتون) به علت مِه غلیظ در دقیقه ۶۰ متوقف شد، اما «سام‌ بارترام» دروازبان تیم چارلتون ۱۵ دقیقه پس از توقف بازی همچنان درون دروازه ایستاده بود. زیرا بعلت شلوغی پشت دروازه اش سوت داور را نشنیده بود. او با دست هایی گشاده و با حواس جمع در دروازه می ماند و با دقت به جلو نگاه می کند تا به گمان‌خودش در برابر شوت های حریف غافلگیر نشود. وقتی پانزده دقیقه بعد، پلیس ورزشگاه به او نزدیک شد و خبر لغو مسابقه را به او داد، سام بارترام با اندوهی عمیق گفت: “چه غم انگیز است که دوستانم مرا فراموش کردند، در حالی که من داشتم از دروازه آنها حفاظت می کردم. من در تمام مدت فکر می کردم که تیم ما در حال حمله است و به تیم رقیب مجال نزدیک شدن به دروازه ی ما را نداده است ولی حالا می بینم آنها ۱۵ دقیقه است که رفته اند، بدون اینکه بمن بگویند.” چقدر دل آدم می شکند وقتی در بازی زندگی از دروازه دیگران با وفاداری و غیرت حفاظت می کند که ضربه نخورند، اما می بیند وقتی افراد کارشان تمام می شود، و دیگر نیازی بتو ندارند، بدون هیچ احساس مسئولیتی می گذارند و می روند دنبال کار خودشان بدون اینکه بتو فکر کنند که برایشان همچنان وفادارانه ایستاده ای شما چند نفر می شناسید که طی سالها در دروازه زندگی تان با تمام جان و دل ایستاده اند تا شما شکست نخورید؟ تا موفق بشوید؟ تا سربلند، مطرح، محبوب و سعادتمند بشوید؟ شما با این افراد تا بحال چطور عمل کرده اید؟ الان چقدر به آنها اهمیت می‌دهید؟ آنها را هرگز فراموش نکنید. به آنها هرگز بی اعتنایی نکنید

بعضی از آنها مانند پدر و مادر جوانیشان را برای موفقیت شما هزینه کرده اند شاید امروز در اوج موفقیت هستید و دیگر نیازی به آنها ندارید. بعضی مانند برادر و خواهر و دوستان فرصت هایشان را برایتان صرف کرده اند. شاید دیگر احتیاجی به آنها ندارید ولی آنها را کنار نگذارید و به آنها بی اعتنایی نکنید. بیاد داشته باشید موفقیت امروز شما ثمره ایستادگی دیروز آنهاست. حواس تان به دروازه بان های وفادار زندگی تان باشد. جلیل سپهر