دیدنیها و شنیدنیهای دو نسل



بچه که بودیم تلویزیون شاب لورنسی داشتیم که درش فقط زمانی باز میشد که مشقهایمان را می نوشتیم و نمره درسهایمان هم خوب بود و مادرمان شکایتی نداشت آنهم فقط برای برنامه کودک " اورنگ بهرنگ " یا سریال قمر خانم و افسونگر و بعدها مراد برقی و پیشتازان فضا و چاپارل و مزرعه شایلو.


بزرگتر که شدیم اجازه داشتیم برنامه چشمک و پنجره ها و رنگارنگ و روزهای زندگی و پیتون پلی س و خانه کوچک و بند بازان و مرد شش میلیون دلاری و ستوان کلمبو و آیرونساید و سریال تلخ و شیرین را هم ببینیم .تلویزیون آنوقت ها سیاه و سفید بود و فقط یک کانال داشت بعدها که کانال دوم آمد از خوشحالی خیلی هیجان زده و ذوق مرگ شدیم .


اما نکته مهم این بود : با وجودیکه برنامه های کمی میدیدیم ولی فردا در مدرسه با دوستامون وقت زیادی داشتیم تا در موردش صحبت کنیم و تفسیر و تحلیل های بچه گانه خودمان را داشته باشیم . امـا امروز برنامه ها و کانال ها خیلی زیاده ولی فرصت برای فکر کردن و نتیجه گرفتن در مورد آنها بسیار کم است .


امروز عادت کرده ایم به دیدن و شنیدن هایی که هیچ انتظاری بیش از هیجان لحظه ای از آن نداریم دیدن و شنیدن هایی که نمیخواهیم بفهمیم کی چه میگوید و یا چرا میگوید؟ دیدن و شنیدن هایی که فقط سرگرمی و وقت گذرانی مان است . دیدن و شنیدن هایی که میدانیم دروغ و فتوشاپ و ظاهری سازی و صحنه پردازی است . دیدن و شنیدن هایی که نمیخواهیم هرگز دریادمان بماند .

ولی یقینا اطلاعاتی که میشنویم و تصویر هایی که میبینیم هرگز در مورد طرز تفکر و نگاه ما به زندگی بی تفاوت نیستند. آنها

اثر خود را میگذارند .عیسی مسیح گفت "با حذر باشید که چه می‌شنوید "مرقس 4 : 24


کاش امروز هم تا تکلیف دیروزمان را انجام نمیدادیم و نمره درسهای انسانیت مان خوب نمیبود اجازه دیدن برنامه های جدید را

نمیداشتیم . کاش فکرهای امروز مان مانند تلویزنهای آنروز مان در داشتند .


جلیل سپهر