فریاد عشق در اعماق سکوت



وقتی عیسی بر روی صلیب مرد، دو اتفاق برای او می توانست بیفتد. اول: جسمش را بر روی صلیب بگذارند تا پرندگان بخورند. دوم: او را مانند سایر محکومین در گور دستجمعی همه محکومین در جلجتا دفن کنند. اما این اتفاق نیفتاد زیرا یوسف رامه ای و نیقودیموس او را با احترام و با رعایت کامل رسوم یهودیان در مورد افراد بی گناه دفن کردند. (یوحنا ۱۹ : ۴۰)

یوسف رامه ای و نیقودیموس هر دو دولتمند، شریف و نیکو بودند. آنها در خطرناکترین شرایط جمعه صلیب بهترین های خود را بدون هیچ ترسی برای احترام گذاشتن به مسیح انجام دادند. آنها بعنوان شاگردان مخفی مسیح هرگز در صحنه های هیجان انگیز خدمات مسیحی حضور نداشتند. هرگز عکس و نامشان در صفحه اول مجلات مسیحی درج نشد. هرگز در جلسات چند هزار نفری افتخار آفرین مسیحی دیده نشدند. هرگز به خدمت، مقام و عنوان خاصی در جمع شاگردان خوانده نشدند. هرگز کسی از آنها بعنوان خادمین مطرح تعریف و تمجید و تحسین نکرد. هرگز مورد تشویق و احترام اجتماعات مسیحی قرار نگرفتند. اما احترامی به جسم مرده مسیح گذاشتند که هیچکس به جسم زنده او نگذاشت. آنها در اعماق سکوت آنروز اورشلیم به نزد پیلاطس رفته و فریاد احترام به عیسی مسیح را به گوش او، کاهنان، سربازان، و همه جهانیان رسانیدند.

چه داستان آشنایی است، داستان مدعیانی که در مشکلات سکوت می کنند و افراد بی ادعایی که در تنگیها ظاهر شده و در صحنه وفاداری میدرخشند.

این همان فریاد عشق است که از اعماق دره سکوت بگوش می رسد و حال آدمها را خوب می کند. دعا می کنم که شما یوسف رامه ای و نیقودیموس نسل خودتان باشید، تا در جایی که همه به آخر خط می رسند شما ابتدای توانایی خودتان را نشان بدهید. آمین! جلیل سپهر